تبلیغات
شهدای شلمچه، شهدای کازرون - منطقه ملکوت/قسمت دوم
 شهدای شلمچه، شهدای کازرون
 رفقا وعده شب عملیات یادتون نره
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا
تبلیغات
شهدای کازرون
ارتباط با مدیر
نام :
ایمیل:
موضوع:
پیغام :
نویسندگان وبگاه
آرشیو مطالب
آمار سایت
» کل بازدید :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» تعداد نویسندگان :
» تعداد کل پست ها :
» آخرین بازدید :
» آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
شهدای کازرون مرجع قالب های مذهبی رایگان توضیح توضیح توضیح توضیح
منطقه ملکوت/قسمت دوم
نویسنده نادر منتظر المهدی در 10:18 ق.ظ | نظرات()
منطقه ملکوت/قسمت دوم

احمد با گلوله ی تانک به شهادت رسید.گردان کمیل در آن سوی مجنون دارند به لیلی می رسند. بی سیم چی دست راستش قطع شده و با دست دیگر بی سیم را گرفته. احمد سر در بدن ندارد. یکی از قایق های بچه های کمیل با آرپی جی به هوا رفت. دست و پای قطع شده ی بچه ها در هور شناور است. از بی سیم صدا می آید احمد، احمد، احمد، اینجا موقعیت علقمه است. ابوالفضل اینجا غریب است و با دست های قلم شده چشمش به خیمه است.

 

شهدای کازرون، شب است و سکوت است و مهتاب و من و احمد که قافله دار کاروان در جلو حرکت می کرد. نفس ها در سینه ها حبس بود و احمد که داشت پا به منطقه ملکوت می گذاشت، بی سیم چی آمد نزدیک و گفت فرمانده! فرمان رسید یا زهرا(س) و احمد تا نام زهرا(س) را شنید اشکش جاری شد و گفت: لبیک، لبیک یا زهرا(س).




برچسب‌ها: منطقه ملکوت ،سردار ،شهید ،احمدرضوانی ،گردان کمیل ،
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
درباره وبگاه
نظرسنجی
برای سلامتی آقا امام زمان(عج) چند صلوات می فرستی






طراح قالب
شهدای کازرون
.: طراحی و کدنویسی قالب : شهدای کازرون :.
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد.کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...