تبلیغات
شهدای شلمچه، شهدای کازرون - آن سوی خاکریز/ سوسنگرد: آذرماه سال 1360
 شهدای شلمچه، شهدای کازرون
 رفقا وعده شب عملیات یادتون نره
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا
تبلیغات
شهدای کازرون
ارتباط با مدیر
نام :
ایمیل:
موضوع:
پیغام :
نویسندگان وبگاه
آرشیو مطالب
آمار سایت
» کل بازدید :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» تعداد نویسندگان :
» تعداد کل پست ها :
» آخرین بازدید :
» آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
شهدای کازرون مرجع قالب های مذهبی رایگان توضیح توضیح توضیح توضیح
آن سوی خاکریز/ سوسنگرد: آذرماه سال 1360
نویسنده نادر منتظر المهدی در 02:12 ب.ظ | نظرات()
آن سوی خاکریز/ سوسنگرد: آذرماه سال 1360

علی پور تازه یادش آمد که گرسنه است که زیر باران ایستاده. رفت به سراغ سنگر تدارکات و کیسه نانی که در آن بود، ناگهان صدای مسلسل دوباره بلند شد. علی پور فریاد زد یا حسین و کنار سنگر تدارکات بر زمین افتاد.

 

شهدای کازرون، باران می بارید و بوی خاک به مشام می رسید. ابرها غرش می کنند و طبل جنگ آسمان به گوش می رسد. شب از نیمه گذشته در سنگر نگهبانی زیر هویزه در دویست متری عراقی ها زمین گیر شده ایم. نادر سر در جبین فرو برده (شهید نادر دبستانی) و در دریای خیال خود گم شده، می شود تمام زیارت عاشورا را در چشمانش خواند او در حصر آبادان شهید شده بود (شهید زنده) و حا لا نزدیک هویزه پشت رودخانه نیسان در این شب طوفانی تا گلو در روضه فرو رفته بود.




برچسب‌ها: خاکریز ،سوسنگرد ،هویزه ،مسلسل ،خمپاره ،
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
درباره وبگاه
نظرسنجی
برای سلامتی آقا امام زمان(عج) چند صلوات می فرستی






طراح قالب
شهدای کازرون
.: طراحی و کدنویسی قالب : شهدای کازرون :.
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد.کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...