تبلیغات
شهدای شلمچه، شهدای کازرون - دلنوشته ای برای سردار خیبر/ حاج محمد ابراهیم همت
 شهدای شلمچه، شهدای کازرون
 رفقا وعده شب عملیات یادتون نره
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا
تبلیغات
شهدای کازرون
ارتباط با مدیر
نام :
ایمیل:
موضوع:
پیغام :
نویسندگان وبگاه
آرشیو مطالب
آمار سایت
» کل بازدید :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» تعداد نویسندگان :
» تعداد کل پست ها :
» آخرین بازدید :
» آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
شهدای کازرون مرجع قالب های مذهبی رایگان توضیح توضیح توضیح توضیح
دلنوشته ای برای سردار خیبر/ حاج محمد ابراهیم همت
نویسنده نادر منتظر المهدی در 12:27 ب.ظ | نظرات()
دلنوشته ای برای سردار خیبر/ حاج محمد ابراهیم همت

اینجا جزیره مجنون است. اینجا کانال‌ها پر از پرنده‌های پرپر است. اینجا همه به دنبال لیلای خویش می‌گردند. همه آسمان مهمان این جزیره است.

 

  شهدای کازرون، محمد! گلم! یادم می‌آید فصل بهار بود که می‌آمدی به دامنم. بهارنارنج و ترنج. بهار باران و شکوفه، بهار نسیم و شبنم. بهار بود که طعم اولین لبخندت را از غنچه‌های گل سرخ چیدم و گریه‌هایت را شبیه باران یافتم. بهار بود که از افق شانه‌هایت سپیده‌دم طلوع کرد و نگاهت به آسمان پیوند خورد و مثل نسیم سبک از پنجره‌های آبی گذشتی و با گل‌های اقاقی پلک گشودی و روبه‌روی هزار دشت شقایق گام‌هایت آغاز شد.




برچسب‌ها: دلنوشته ،سردارخیبر ،شهید ،حاج محمد ،ابراهیم همت ،
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
درباره وبگاه
نظرسنجی
برای سلامتی آقا امام زمان(عج) چند صلوات می فرستی






طراح قالب
شهدای کازرون
.: طراحی و کدنویسی قالب : شهدای کازرون :.
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد.کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...