تبلیغات
شهدای شلمچه، شهدای کازرون - مسافران ملکوت بیادکربلائیان کربلای 4
 شهدای شلمچه، شهدای کازرون
 رفقا وعده شب عملیات یادتون نره
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا
تبلیغات
شهدای کازرون
ارتباط با مدیر
نام :
ایمیل:
موضوع:
پیغام :
نویسندگان وبگاه
آرشیو مطالب
آمار سایت
» کل بازدید :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» تعداد نویسندگان :
» تعداد کل پست ها :
» آخرین بازدید :
» آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
شهدای کازرون مرجع قالب های مذهبی رایگان توضیح توضیح توضیح توضیح
مسافران ملکوت بیادکربلائیان کربلای 4
نویسنده نادر منتظر المهدی در 03:37 ب.ظ | نظرات()
مسافران ملکوت بیادکربلائیان کربلای 4

هیهات که دیگر چنین مردانی نیستند و یا اگر هم صاحب دردی از آن شب طوفانی باقی مانده، در میان جنازه های باد کرده از گناه و فروشندگان خدا گم شده اند. دوستان من! از وادی اروند سر بر آورید و به دوستان و همسنگران خود بنگرید.

 

 شهدای کازرون، سجده می کنم بر پروردگارتان برتمام بزرگیتان و اخلاصتان. سلام می کنم بر شما که ملکوت شدید. شما که عاشقانه سرود شهادت را خواندید و پا به منطقه ملکوت گذاشتید و از شط عشق و شهادت با قایقی که به دست فرشتگان الهی هدایت می شد گذشتید. شمایی که قبل از در خون غلطیدنتان کشتگانی بودید که بی خون بر خاک فرو افتادید و این کشتن زنده کردن است به دم حقیقی که دم عشق حیات است. شما که حلاج وار به سوی دار اناالحق شتافتید و در میدان وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ، أُولئِک الْمُقَرَّبُونَ پیشتاز بودید.

آه که این إِنِّی رَأَیْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَبًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَیْتُهُمْ لِی سَاجِدِینَ در شان همه ی عاشقان آمده و ما یوسفان افتاده در چاهیم و از قافله عاشورائیان کربلای چهار جا مانده.

آن شب که زائران کبریا و مسافران ملکوت پا به شط خونین فرات گذاشتند و در ساحل آنسوی اروند به معراج رفتند، من قلبم را در کنار نیزارهای خونین اروند دفن کردم. برادرانم، دوستانم، یکی یکی از دم تیربارها و قناسه ها گذشتند. آنان که حرف زدنشان شعر بود و خاموشیشان قصیده. عملشان چون پیشانی ماهرویان سپید و چفیه لَكُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ به دور گردنشان پیچیده بودند.

در جهنم فراق الهی دست و پا می زدند که الدنیا سجن المؤمن و به دنبال بهشت و ملاقات پروردگار بودند. معامله کنندگان با خداوند بودند و خدایشان را نفروختند. و اینک سال ها از آن زمان و از آن شب می گذرد. آن شبی که بچه های گردان فجر به جشن گلوله ها و خمپاره ها رفتند و در قربانی شدن خودشان شرکت کردند. و از آن زمان نیزارهای اروند به سوگشان نشستند. و امواج رودخانه مدیحه سرای آنها گشتند. هیهات که دیگر چنین مردانی نیستند و یا اگر هم صاحب دردی از آن شب طوفانی باقی مانده، در میان جنازه های باد کرده از گناه و فروشندگان خدا گم شده اند. دوستان من! از وادی اروند سر بر آورید و به دوستان و همسنگران خود بنگرید. راستی ما تاوان چه چیزی می پردازیم؟ تاوان از قافله عقب ماندن، یا تاوان تغافل و گناه را!

 

 



برچسب‌ها: کربلای چهار ،شهدای کازرون ،گردان فجر ،
یکشنبه 10 اسفند 1393 02:10 ب.ظ
خوب بود ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
درباره وبگاه
نظرسنجی
برای سلامتی آقا امام زمان(عج) چند صلوات می فرستی






طراح قالب
شهدای کازرون
.: طراحی و کدنویسی قالب : شهدای کازرون :.
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد.کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...